تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

261

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

تمام حيثيات كماليهء مراتب نازله را بوحدتها داراست . در عين حال كه اراده و حيات و علم و كمال جسميت در او به نحو اعلى هست كه مىتوان گفت عالَم اشاره به اوست بلكه فهرست اوست ؛ زيرا آنچه را كه موجودات طبيعت از حيوان و نبات و معدن و جسم دارند ، به نحو اعلى و اتمّ در او هست و در عين حال كه ابسط از حيوان و معدن است تمام شئون كماليهء وجوديه را داراست در صورتى كه انسان ، بسيطِ من جميع الجهات نيست ، بلكه بسيط اضافى است و از حيوان ابسط است ؛ چنان كه حيوان از جماد ابسط است و هكذا . پس با اينكه اينها بسيط حقيقى نيستند ، اوصاف كماليه در آنها به مراتب قوهء وجود قوى است . فما ظنّك به وجود صرف بسيط من جميع الجهات كه در آنجا هيچ خلطى و تعينى و تحددى نيست و به هيچ وجه ماهيت نيست و هيچ نقصى نيست و وجود در آنجا صرف و بحت و فوق التمام است . پس تمام كمالات وجوديه از علم و حيات و قدرت و اراده در آنجا به نحو صرف و بدون نقص و غير متناهى مىباشد . با ضم مقدمهء اول ، كه ذات در عين بساطت ، علم و اراده و حيات و قدرت و وحدت و بساطت را داراست ، و ذات عين قدرت و علم و حيات و اراده است و اراده و حيات و علم و قدرت عين ذات است و الذات كلّها القدرة و القدرة كلّها الذات و الذات كلّها العلم و العلم كلّه الذات ، همهء مفاهيم كماليه به طور وحدت مصداقى و بساطت در آنجا اظهر است . و چون عالم از خود چيزى ندارد ، همه اظلال اوست ، وجود موجودات ظل وجود اوست و قدرت در عالم به هر نحوى و لو قدرت عنصريه باشد كه توانسته خودش را نگه‌دارد ، ظلّ قدرت اوست و علم ، ظلّ علم اوست . و بالجمله : تمام تطورات و تجليات ذات و اوصاف ، جمال اوست و چون در ذات و اوصاف او هيچ نقصى نيست ، ذات و اوصاف غير متناهى است و هر قدرتى در مرتبهء